P4C(فلسفه برای کودکان)

البته این معضل به کشورهای جهان سوم محدود نمی شود، در کشورهای پیشرفته و کشورهای غربی نیز این امر محسوس بوده است. به همین دلیل اندیشمندان , فلاسفه و متخصصان تعلیم و تربیت این کشورها مدتی (حدود نیم قرن) است که با انجام مطالعات و تحقیقات فراوان در این زمینه, و با عنایت به این امر که برای تقویت توانایی های ذهنی و استدلالی افراد دوران دانشگاه بسیار دیر است, به این نتیجه رسیده اند که باید این کار را از دوران کودکی آغاز کرد.
بدین ترتیب شاخه دیگری از فلسفه متولد شده که « فلسفه برای کودکان» یا " p4c"نام گرفته است و از این طریق فلسفه وارد مهد کودک‌ها, دبستان‌ها و مدارس راهنمایی و متوسطه گردیده است. هم‌اکنون بیش از 100 کشور در دنیا به اهمیت این ایده پی برده‌اند و در حال بررسی یا اجرای این برنامه هستند که حدود 30 کشور از کشورهای پیشرفته، به‌طور جدی آن را به اشکال مختلف وارد نظام آموزش و پرورش خود کرده‌اند و حدود 100 کشور نیز به‌طور آزمایشی این برنامه را تجربه می‌کنند.( abraar.parsiblog.com,1389)کودکان معلومات نمی‌خواهند، برای آینده‌ای بهتر مهارت فکری نیاز دارند. این مهارت‌ها همان آموزش ماهیگیری است. بنابراین عبارت «فلسفه برای کودکان» پُز روشنفکری نیست، بلکه دغدغه‌ای جدی است که نیاز به پیگیری و تحقق دارد.( jahannews.com,1392)

تاریخچه

پیدایش «فلسفه برای کودکان و نوجوانان»  بدون مقدمه نبوده است. این برنامه بر اساس رهنمودهای جان دیویی و مربی روسی لیو ویگوتسکی بوجود آمده است که بر ضرورت تعلیم تفکر و تأمل و نفی آموزشِ صرفِ «حفظ کردن» تأکید می کردند. برای کودکان کافی نیست که فقط آنچه را که به آنها گفته می شود به حافظه سپرده و سپس بیاد بیاوردند، بلکه آنها باید موضوع مورد نظر را آزموده و تجزیه تحلیل کنند. درست همان طورکه فرایند تفکر، پردازش اموری است که کودکان دربارة جهان و از طریق حواسشان یاد می‌گیرند، آنها نیز باید دربارة آنچه در مدرسه یاد می‌گیرند، بیاندیشند. حفظ کردن مطالب، یک مهارت فکری کم ارزش و سطح پایینی است؛ به کودکان باید مفهوم سازی، داوری و تمیز امور از همدیگر، استدلال و اموری از این قبیل را یاد داد.

 آزمایشی کوچک اما فشرده که بواسطة این طرح به عمل آمد، نشان داد که امکان آن وجود دارد به کودکان استدلال قیاسی و اصلاح شده ای را یاد داد، بدون اینکه این کار "آموزش برای امتحان" باشد. این آزمایش نشان داد که با ارائة این برنامه می‌توان به آنها یاد داد تا در مسائل مربوط به استدلالهای صوری، 27 هفته سن هوشی بالاتری داشته باشند. و آزمایش های بعدی نشان داد که این اختلاف سن یا ضریب هوشی پس از بیست سال نیز حفظ می شود.

در اواخر سالهای 1960، زمانیکه متیو لیپمن در دانشگاه کلمبیا واقع در نیویورک در رشته فلسفه مشغول تدریس بود متوجه شد که دانشجویانش فاقد قدرت استدلال و قدرت تمیز و داوری هستند و همچنین متوجه شد که برای اینکه قدرت تفکر این دانشجویان  بطور قابل ملاحظه ای  تقویت  شود، دیگر بسیار دیر شده بود . او به این فکر افتاد که این کار می بایست در دوران کودکی انجام می‌گرفت. باید وقتی کودکان و نوجوانان در سن یازده یا دوازده سالگی  بودند، یکسری دوره های درسی در خصوص تفکر انتقادی یا حل مساله  می‌گذراندند. اما برای تهیة موضوعی قابل فهم و مورد پسند کودکان و نوجوانان،  بایستی متون درسی بصورت داستان نوشته می شد , داستانی دربارة منطق اکتشافی کودکان. اما این کار نیز باید با دقت و ظرافت بسیار انجام می گرفت . این داستان ها باید راجع به فلسفة مورد اکتشاف کودکان می بود. از اینرو لیپمن کتاب کشف هری استوتلمیر را نوشت. در سال 1970 این کتاب به آزمایش گذاشته شد و بنظر می رسید بخوبی کارگر افتاده است. در پی آن برای معلمان یک کتاب راهنما که شامل صدها تمرین فلسفی بود , نوشته شد. آن کتاب هم بخوبی نتیجه بخش بود.  پس از چند سال , کتاب لیزا که منحصراً مربوط به اخلاقیات بود و کتاب تکملة کتاب هری بود و به کودکانی اختصاص داشت که اندکی بزرگتر بودند نوشته شد. کتاب های بیشتر و بیشتری نوشته شد که هر کدام ویژة سطوح سنی خاصی بود. این کتابها به همراه کتابهای راهنمای کمک آموزشی‌شان بودند. .همچنین مجموعه متنوعی از کتابهای نظری تألیف و منتشر شد.

استخوانبندی برنامة «فلسفه برای کودکان و نوجوانان» p4c به تدریج در دانشگاه مونتکلیر شکل گرفت و یا علاوه بر فراهم آوردن کتابهای درسی متحد الشکل (داستان های فلسفی برای کودکان)، طرح آموزشی واحدی پیدا کرد که در آن دانش آموزان سطوح مختلف با قرائت بخشی از داستان با صدای بلند , کلاس را آغاز می کنند.(old.p4c.ir) اگرچه «متیو لیپمن» استاد دانشگاه کلمبیای آمریکا را بنیانگذار فلسفه برای کودکان می‌دانند و عمر این رشته‌ نوپا را چهار دهه عنوان می‌کنند، اما ابوریحان بیرونی بیش از هزار سال پیش با نگارش کتاب «التفهیم» و تقدیم آن به کودکی خیالی به نام «ریحانه» در این زمینه قدم بر داشته است. ( jahannews.com,1392)

P4C در ایران        

« فلسفه برای کودک» در ایران به صورت هدفمند از سال ۱۳۷۳ توسط بنیاد حکمت اسلامی صدرا با عنوان گروه فلسفه و کودک و با هدف رفع نقایص موجود و لزوم کاربردی کردن تفکر فلسفی در جامعه در این بنیاد پایه‌گذاری شد. در این راستا علاوه بر تولید کتاب، فعالیت‌های دیگر همچون نشر فصلنامه «فلسفه و کودک» و ارایه مقالات مختلف اساتید در آن با صاحب‌امتیازی آیت‌الله سید محمد خامنه‌ای صورت گرفته است.
با تمام این احوال وضعیت آموزش فلسفه برای کودکان در ایران با نقصان و آسیب‌هایی همراه است، نخست اینکه چه میزان احساس ضرورت و توجه به بحث فلسفه کودکان بین جامعه علمی و آکادمیک وجود دارد و منظور از آموزش فلسفه به کودکان چیست و سپس اینکه تا چه اندازه در این حوزه کار شده و تقویت چنین روندی نیاز به چه راهکارها و زمینه‌هایی دارد.( jahannews.com,1392)

مفهوم P4C

فلسفه برای کودکان (فبک) یاp4c  مخفف (Philosophy for Children) یکی از شاخه‌های آموزش فلسفی است که در این شاخه به اهمیت پرورش تفکر فلسفی کودکان نه به عنوان آشنایی با اصطلاحات فلسفی و مکاتب آن بلکه پروراندن فکر و ذهن فلسفی در کودکان برای داشتن قدرت تصمیم‌گیری‌بهتر،‌زندگی‌عاقلانه‌تروراحت‌تر‌‌می‌پردازند.
یکی از مهم‌ترین دلایل برای توجه به حوزه فلسفه برای کودکان ارزیابی دانش‌آموزان و دانشجویان بدون قدرت استدلال است و به همین دلیل در دانشگاه‌ها بدین نتیجه رسیدند که از دوران کودکی باید به پرورش ذهن فلسفی کمک کرد. ( jahannews.com,1392)این برنامه به‌صورت بین‌رشته‌ای به وجود آمده که در آن روانشناسی کودک، جامعه‌شناسی کودک، ادبیات، جامعه‌شناسی تعلیم و تربیت، فلسفه تعلیم و تربیت، منطق، تفکر انتقادی و فلسفه به معنای خاصی نقش دارند. بنابراین تنها به یک رشته یا سرفصل اختصاص ندارد.( www.bashgah.net) یحیی قائدی، عضو و مدیر گروه فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه خوارزمی می‌گوید: منظور از آموزش فلسفه به کودکان آموزش فلسفه یا تاریخ فلسفه، مکاتب و شناخت فیلسوفان نیست بلکه بحث آموزش فلسفه ورزی و فلسفیدن است یا به عبارت دیگر ارایه یک مجموعه مهارت‌های اساسی که باعث می‌شود کودکان به رشد در زمینه‌های مختلف فکری برسند بنابراین در این راستا باید به کودکان یک مجموعه مهارت‌هایی داده شود تا آنها متفکر تربیت شوند. سعید ناجی عضو هیأت علمی گروه فلسفه برای کودکان پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در این باره توضیح می‌دهد : در این برنامه بیشتر مهارت‌های فکری و آموزشی مدنظر است از جمله یادگیری مهارت تصمیم‌گیری، داوری، قضاوت اخلاقی، پردازش اطلاعات، تفکر انتقادی و خلاق که این باید شامل آموزش‌های مختلف با ابزارهای خاص، بازی‌های مفهومی، نقاشی و انیمیشن از طریق ارتباط بین مربی و کودک است. بنابراین در عرصه ارتباطات، اطلاعات و رسانه که تبلیغات سایه خود را بر همه جهان گسترده، دنیای ما نیاز به کودکان متفکر دارد تا بدون فکر هیچ چیز را نپذیرند و همه چیز را در ذهن خود سبک سنگین کرده و براساس مقتضیات عصر به فکر و تأمل بپردازند تا راه زندگی خود را پیدا کنند. (jahannews.com,1392)

در این روش دانش آموزان سطوح مختلف با قرائت بخشی از داستان با صدای بلند , کلاس را آغاز می کنند. به این نحو که، بچه‌های یک کلاس، بهمراه معلمشان حلقه‌وار دور هم می‌نشینند و رودر روی هم با یکدیگر به مباحثه می‌پردازند(که این حلقه همان حلقة کندوکاو است). شاگردان، قسمت تعیین شدة کتاب را با صدای بلند می‌خوانند، البته نه بیشتر از یک پاراگراف در هر بار (توزیع یکسان وقت هم در میان کودکان نباید فراموش شود که پیامدها و استلزامات دموکراتیکی به همراه دارد). وقتی قرائت یک پاراگراف تمام شد، معلم با این پرسشها شروع می‌کند:

 آیا در این متن چیز مبهمی برای شما وجود دارد؟ آیا می‌توانید احساس خودتان را در قالب یک پرسش بیان کنید؟ سپس معلم پرسش هر دانش‌آموز را بر روی تخته سیاه می‌نویسد و نام دانش‌آموز را بهمراه شمارة صفحه و شمارة سطرِ مورد بحث در کنار آن یادداشت می‌کند. پس از آن می‌پرسد چه کسی می‌خواهد بحث را آغاز کند. دست‌ها بالا می‌رود و معلم یکی از دانش‌آموزان را انتخاب می‌کند تا در بارة پرسشها نوشته شده بر روی تخته بحث را شروع کند. در لحظة مناسب، معلم ممکن است تمرینی را در خصوص آن موضوع خاص از کتاب کمک آموزشی مطرح کند. فرض کنید که پرسش چیزی شبیه به این است: «آیا هری و بیل دوست هم هستند؟» بزودی کودکان شروع به درک این نکته خواهند کرد که مفهوم دوستی، مبهم یا دو پهلو است یا هر دو ایراد را دارد و بدین ترتیب معلم می‌تواند بحثی را در زمینه ماهیت «دوستی» مطرح کند. (به طور حتم، استلزامات اخلاقیِ رابطة دوستی توسط دانش‌آموزان مورد توجه قرار می‌گیرد). بدین طریق، کودکان با مفهوم دوستی آشنا و درگیر می‌شوند و پیشرفت کار می‌تواند آنها را نه تنها در فلسفه بلکه در تمامی مطالعاتی که در آنها با مفاهیمی سرو کار دارند کمک کند. این روشی است که فکر آنها را برمی‌انگیزد و تا زمانیکه قابلیت نقادی و خود انتقادی را در آنها پدید نیاورد، آرام نمی‌گیرد و این به نوبة خود آنها را به «خود-اصلاحی» سوق می‌دهد.

اگر معلم به طرز مناسبی آموزش دیده و آماده باشد، کودکان احساس می‌کنند که در زمان اجرای این برنامه در خانه هستند و معمولاً آنقدر از آن لذت می‌برند که در پایان کلاس، اتمام کلاس برایشان ناگوار جلوه می‌کند. این امر بدین دلیل است که این برنامه، آنها را ترغیب می‌کند تا خودشان برای خودشان فکر ‌کنند و ترجیحاً اجازه ندهند که دیگران بجای آنها و برای آنها فکر کنند. همچنین کودکان دوست دارند که بتوانند افکار خود را به دیگران ابراز دارند و اگر لازم باشد از استدلال خود دفاع کنند و به یکدیگر کمک کنند تا از استلزامات و پیامدهای مفروضاتشان مطلع شوند. (old.p4c.ir)

تقریباً روش‌های تفکر عمیق، تأمل حل مسائل و پردازش اطلاعات برای یک تصمیم‌گیری درست در اینجا آموزش داده می‌شود و البته برخی مفاهیم فلسفی همچون انصاف، زیبایی، درستی و درستکاری هم می‌تواند به‌عنوان محتوای فلسفی و نه روش فلسفی مورد علاقه کودکان و نوجوانان باشد. پس برنامه فلسفه برای کودکان فراتر از تفکر انتقادی می‌رود و موضوعات و ایده‌های مورد علاقه کودکان و نوجوانان را پوشش می‌دهد. (www.bashgah.net)

مؤلفه‌های حلقه کندوکاو

آنچه در P4C برای آموزش و پرورش توصیه می‌شود، حلقه کندوکاو است که در آن، به سبب حاکم بودن فضای تحقیق یا کندوکاو، همیشه سوالی وجود دارد که به‌صورت اعم، کار این حلقه را به جست‌وجوی حقیقت تبدیل می‌کند و به‌صورت کلی‌تر آن را به جست‌وجوی معنا مبدل می‌سازد. برای اینکه آموزش در مدارس تبدیل به کندوکاو شود، باید ابتدا تردید و شکی در این فرض به وجود بیاید که همه‌چیز در کتاب‌های درسی به دقت ثبت‌شده و جای هیچ‌گونه تحقیقی وجود ندارد. تردید در اینکه همه چیز مرتب است و هر چیزی در سر جای خودش قرار دارد؛ یعنی گامی به سوی پذیرفتن اینکه قبول یک امری با مشکل همراه است و مساله‌ای در پذیرش آن وجود دارد. برخی دیگر از ویژگی‌های حلقه کندوکاو عبارتند از:

1-        مشارکت: حلقه‌های کندوکاو دلگرم‌کننده‌اند، اما نیازی نیست که شرکت‌کنندگان، همه به یک میزان در مباحثات شفاهی شرکت کنند. به معنایی، یک حلقه کندوکاو – همانند یک کتاب- یک شاکله یا طرح کلی معرفت‌آموز محسوب می‌شود. این شاکله‌ها ساختاری شبه‌گشتالتی از نسبت‌هایی هستند که اعضای حلقه را به مشارکت و صحبت ترغیب می‌کنند، همان‌گونه که یک کتاب جالب، به خواننده‌اش اجازه نمی‌دهد، تا زمان تمام کردن آن، آن را زمین بگذارد. اگر کتاب مورد قرائت کودکان یک کتاب داستان جذاب باشد، دانش‌آموزان به خواندن صفحه‌های بعدی و بعدی تحریک خواهند شد تا به آنچه در ادامه داستان اتفاق می‌افتد، پی ببرند.

2-        معرفت مشترک: در یک نشست طولانی تامل در تنهایی و خلوت، فرد به رشته‌ای از فعالیت‌های ذهنی، برای تحلیل موضوع تشویق خواهد شد. بنابراین فرد در این مدت درگیر حیرت، پرسش، استنباط، تعریف، فرض کردن، حدس زدن، تخیل، تمییز و... خواهد بود. کسب معرفت مشترک هم (که اغلب تفکر توزیعی نامیده می‌شود) فرد را درگیر همان فعالیت‌ها می‌کند، با این فرق که این‌بار، این کار به واسطه اعضای دیگر حلقه صورت می‌پذیرد: یکی پرسش می‌کند، دیگری به یک فرض نهفته ایراد می‌گیرد و یکی دیگر مثال نقیض ارائه می‌دهد. فاصله فکری و ذهنی طی شده در هر نوع تامل یکی است، اما شکل دوم، به وضوح این را نشان می‌دهد که چگونه یک اشتراک فکری می‌تواند وجود داشته باشد.

3-       رابطه چشم در چشم: قیافه‌ها، گنجینه‌ای از متون و اطلاعات پیچیده‌ای از معانی‌اند که ما به‌طور مداوم سعی می‌کنیم مورد مطالعه و تفسیرشان قرار دهیم. این معانی به واسطه قیافه‌های بسیار پرشور صورت‌هایی فراهم می‌شود که در مجاورت بسیار نزدیک هم قرار دارند.

4-       جست‌وجوی معنا: کودکان مشتاق دانستن هستند و در نتیجه، تلاش می‌کنند معانی هر جمله، هر موضوع و هر تجربه‌ای را بیرون بکشند. بنابراین حلقه‌های کندوکاو به نحوی در حال جست‌وجوی معانی‌اند که چرا واحدهای مراقبت ویژه بیمارستان‌ها به نجات جان انسان‌ها می‌پردازند.

5-        قرائت: هدف هر کلاس که در آن کندوکاو در جریان است، ترغیب اعضای حلقه یا تامل است؛ یعنی ترغیب به قرائت توام با تامل، پرسش همراه با تامل و تمییز مباحثه همراه با تامل. البته هر اندازه که هر یک این مهارت‌ها موفقیت‌آمیز باشد، به احتمال زیاد به همان اندازه، تامل را در دو مورد دیگر بالا خواهند برد.

6-       تامل و تعمق: این ویژگی شامل بررسی آرای بدیل، از طریق ارزیابی دلایل و پشتوانه‌های فکری این نظریات بدیل هستند. از آنجا که تامل و تعمق معمولا برای مهیا شدن و به دست آوردن آمادگی برای داوری و قضاوت به عمل می‌آید، درباره این فرآیند، به‌عنوان ارزیابی دلایل و آرای بدیل، سخن می‌گوییم. تامل و تعمق معمولا می‌تواند قابل مقایسه با بحث و مباحثه باشد. به این دلیل که تامل‌کننده لازم نیست بکوشد دیگران را به پذیرش موضع خود وادارد؛ در مقابل مباحثه‌کننده هم لازم نیست به موضوعی که می‌خواهد به دیگران بقبولاند، باور داشته باشد.

7-       بی‌طرف یا بی‌غرض بودن: کندوکاو بی‌طرفانه، تحقیقی است در موضوع مورد اهمیت، با روشی آزاد «خوداصلاح» و تابع مقتضای متن. این تحقیق باید به نتیجه و توافقی بینجامد که علاوه‌بر همه ملاحظات، ارزش‌ها و نظرها، امور مورد علاقه افراد را نیز شرح دهد.

8-       ارائه الگو: در ادبیات فلسفی، کودکان تخیلی یا کودکانی که در داستان هستند، می‌توانند برای الگویی برای کندوکاو فلسفی، به کودکان زنده حاضر در کلاس عرضه شوند. این را با روش تعلیم و تربیت مدارس ابتدایی سنتی مقایسه کنید که در آنها اعتماد بر این است که معلم الگویی برای شاگردان است. شما می‌توانید این مدعا را با بررسی یکی از تاکتیک‌های مهم فلسفی مربوط به پرسش و پاسخ ما مورد ارزیابی قرار دهید. شاگردان در شرایط عادی، ممکن است به پذیرش این اصل گرایش داشته باشند که معلمی که سوال می‌کند، منتظر جواب است، نه سوالی دیگر. لذا احتمالا بسیاری از کودکان، یک کودک تخیلی و داستانی را به‌عنوان یک الگو، به یک آدم بزرگ زنده ترجیح می‌دهند.

9-       چالش یا مبارزه‌طلبی به‌عنوان یک شیوه: وقتی کودکان در میان خود به بحث مشغولند، برای آنها غیرعادی نیست که همدیگر را گه‌گاه بدون غرض به مبارزه بطلبند. درواقع آنها می‌خواهند دلیل داوری‌های دوستان خود، یا معنای جملات به کار رفته را بدانند. اگر آنها با حرارت یکدیگر را زیر سوال می‌برند، برای این است که راه دیگری برای چالش نمی‌شناسند. تجربه‌ای که کودکان از حلقه کندوکاو به دست می‌آورند، به آنها یاد می‌دهد زیر سوال بردن یا چالش، خوب است، ولی لازم است عصبانی نشوند. کودکان معمولا وقتی بدانند که «آدم بزرگ‌ها تنها افرادی نیستند که به معقول بودن یا دلیل خواستن اشتیاق دارند»، آرام‌تر می‌شوند.

10-     معقولیت: معقول بودن نشان‌دهنده این است که فرد توانایی کاربرد شیوه‌ای خردمندانه را دارد، به معنایی که مثلا یک پزشک بیمارستانی با یک بیمار بسیار مسری سر و کار دارد و باید تشخیص و قضاوت مستدلی نسبت به استفاده از شیوه‌ها و روش‌های پزشکی استاندارد ارائه دهد. اما معقول بودن نه‌فقط می‌تواند نحوه عمل فرد را شامل شود، بلکه می‌تواند طریقه‌ای را هم دربر بگیرد که فرد براساس آن عمل می‌کند. این نوع معقولیت، دال بر توانایی فرد بر گوش کردن به دلایل یا پذیرا شدن آنهاست. هر دو معنای معقول بودن برای حلقه کندوکاو بسیار اساسی‌ هستند.
مولفه دیگر، نقش جدید و کاملا تغییر یافته برای معلم است. مباحثه و کندوکاو که در کلاس به‌صورت گروهی صورت می‌گیرد به راهنما، مشاور یا همراهی بسیار آشنا به شیوه و لوازم و بحث‌های انجام شده نیاز دارد که در این برنامه، این مسوولیت سنگین به عهده معلم گذاشته می‌شود. مباحثه بین دانش‌آموزان باید توسط معلم مورد تشویق و حمایت قرار گیرد و به کودکان روحیه داده شود تا به استعدادهای فلسفی خودشان ایمان داشته باشند. بنابراین در اینجا نقش معلم به کلی تغییر می‌یابد. معلم دیگر به‌عنوان انتقال‌دهنده اطلاعات و حاکم مطلق کلاس نیست. حال این فقط دانش‌آموزان نیستند که مورد پرسش قرار می‌گیرند، بلکه دانش‌آموزان هم می‌توانند از معلم سوال کنند و او را مورد نقد قرار دهند. به عبارت دیگر معلم هم می‌تواند از شاگردان مطلب یاد بگیرد. تنها کار معلم هدایت شاگردان به سوی درست اندیشیدن و نزدیک شدن به حقایق است. لذا معلم برای ارائه این نقش جدید، باید به خوبی آموزش‌دیده باشد و البته در کنار کتاب‌های درسی، کتاب‌های راهنمایی نیز برای معلم در نظر گرفته شده که به او یادآوری می‌کند بعد از خواندن هر پاراگراف، چه پرسش‌ها و ترفندهای منطقی‌ای باید مطرح شوند و به‌طور کلی کلاس چگونه باید پیش برود.( www.bashgah.net)

اهمیت و فواید

برخی مهارت‌ها و استعداد‌هایی که در حلقه کندوکاو فلسفه برای کودکان و نوجوانان رشد پیدا می‌کنند، عبارتند از: 1- صورت‌بندی سوالات، 2- اجتناب از تعمیم‌های عاری از دقت، 3- خواستن دلایل و شواهد دیگران برای ادعاهایشان، 4- پردازش و بسط فرضیه‌های تبیین‌کننده، 5- به رسمیت شناختن تفاوت‌های مربوط به شرایط موجود، 6- بهره بردن از ایده‌های سایرین و 7- پذیرش انتقادهای موجه و البته موارد بسیار دیگر. (www.bashgah.net)

نتیجه‌گیری

در نهایت باید گفت، مهمترین منبع برای فلسفه کودکان مربی است چراکه کودکان را توانمند می‌کند بنابراین این آموزش از روی کتاب خواندن محقق نمی‌شود با مهارت باید این مسایل را به کودکان آموزش داد. فلسفه برای کودکان برای داشتن آینده‌ای زیبا ضروری است، چرا که با تعمق و تفکر می‌توان بهترین‌ها را انتخاب کرد.

 

منابع

  1. P4C مخفف چیست؟، jahannews.com ،تاریخ انتشار : شنبه ۹ شهریور ۱۳۹۲
  2. « فلسفه برای کودکان» یا ' p4c'چیست؟، abraar.parsiblog.com، تاریخ انتشار: پنج شنبه 20 خرداد1389
  3.  فلسفه برای کودکان و نوجوانان چیست؟،  old.p4c.ir
  4. فلسفه برای کودکان کودکان برای فلسفه، سایت باشگاه اندیشه www.bashgah.net

 

/ 0 نظر / 194 بازدید